کتاب “ذن و هنر آگاهی”، نوشتهی سوزان بلکمور، توسط نشر مثلث به چاپ رسیده است.
در این کتاب، بلکمور به واقعیت ادعای اصلی خود پیرسیگ در کتاب “ذن و هنر نگهداری از موتورسیکلت” که در سال 1974 تحت تأثیر آن قرار گرفته بود، انکار میکند. او بهجای آن، به مفهوم هنر آگاهی پرداخته و با تاکید بر توسعه مهارتها، آموزش، و تمرین در کاوش درونی، این هنر را معرفی میکند.
اصلیترین خواستهی کتاب “ذن و هنر آگاهی” این است که خواننده بهجدی با هنر، مهارت، چیرهدستی، و تمرینهای آگاهی، در جستوجوی حل معمای بزرگی باشد. این معما به ما میگوید چگونه ذهن و مغز میتوانند به هم متحد شوند.
در مفهوم ذن، همانند علم، شما نیازمند پرسشهایی هستید که روشهای نظاممند تحقیق را بهکار میگیرند و هر اندیشهای که با دریافتهایتان مطابقت ندارد، رد میکنید. ذن، بههمان اندازه که مجموعهای از فنهاست تا اعتقادات جزمی، شبیه به علم است. آن اصول خود را دارد و علم هم نظریههای خود را، اما هر دو تلاشهای موقتی هستند تا بهتدریج به فهم جهان و هستی برسید و عمیقتر کاوش و اکتشاف کنید. ذن از شما خواست نمیکند به هیچ چیز ایمان یا عقیدهی کور داشته باشید، بلکه میخواهد بهسختی بکوشید تا خودتان را درک کنید.
اگر من فقط زمانی آگاه می شوم که از خودم بپرسم«آیا آگاهم؟» پس تکلیف قبلش چه می شود؟
به نظر می رسد به خاطر می آورم که یک لحظه پیش چه اتفاقی رخ داده، اما آیا آن زمان از آن آگاه بودم؟ آیا می توانم به گذشته نگاه کنم و دریابم که یک لحظه پیش از آنکه بپرسم، از چه چیزی آگاه بودم؟
این امر تجربه ای آشنا را به یاد من می آورد: دارم می خوانم، می نویسم یا کارهای دیگری انجام می دهم، ناگهان متوجه می شوم زنگ ساعت به صدا درآمده. من همین حالا متوجه آن شده ام، بااین حال به نظر می رسد از ابتدا آن را می شنیده ام زیرا می توانم به راحتی به عقب برگردم و بدانم ساعت تا همین الان سه مرتبه نواخته است. به شمردن ادامه می دهم. زنگ ساعت شش بار نواخته می شود.





Reviews
There are no reviews yet.